معماری چیست ؟

معمار به معنای واقعی کیست ؟ معماری چیست ؟ 

معماری در اصطلاح لفظی یک خدمت است. هنری که در نهایت محصولی را میافریند و آن محصول به هدف منتهی می شود اما همواره این هنر از نظر اجتماعی پرخطر است زیرا هنری تحمیلی است . شما می توانید کتابی بد را بیرون بیندازید و یا موسیقی ناهنجار را گوش نکنید اما نمی توانید از دیدن برجی زشت و بد منظر که درمقابل خانه تان قد برافراشته اجتناب کنید . معماری که منظری بد ترکیب را به مردم تحمیل می کند هیچ فرصتی برای استفاده کنندگان نمی آفریند و این مسئولیتی سنگین و جدی برای نسل فعلی و نسلهای آینده است . معماری در حقیقت کهنترین حرفه جهان است و شاید دومین حرفه از نظر قدمت . البته اگر شکار و کشاورزی و کشف دریاها را جز نخستین و کهنترین حرفه ها تلقی نماییم . برخی از فعالیتهای انسان ریشه فعالیتهای دیگر اوست . بلافاصله پس از پیدا کردن غذا جستجوی سرپناه مطرح شد و در نقطه های تعیین کننده انسان با سرپناههای طلیعی موجود در طبیعت و محیط ارضا نمی شد و درست در همبین زمان معماری پا به عرصه وجود گذاشت . 

مغماری سرانجام همه چیز از تاریخ ، جغرافیا ، انسان شناسی گرفته تا محیط ، علم و جامعه را با هم در میامیزد. در حقیقت معماری آینه ای از تمام آنهاست . 

معماری خود یک جامعه است زیرا بدون مردم ، آرزوها ، آما و احساسات آنها ماهیت وجودی ندارد . گوش فرا دادن به خواسته های مردم برای معمار امری مهم و در عین حال دشوار است زیرا همواره وسوسه تحمیل طرح ، طرز فکر یا روش کاری شخصی و بدتر از همه تحمیل سبک شخصی به مردم وجود دارد . اما من معتقدم رویکردی آرام لازم است . آرام ، اما نه در حدی که قاطعیت شما را محوکند . قاطعیتی که برای مطرح کردن ایده هایتان و پذیرفتن ایده های دیگران صرورت دارد. 

معماری دانش است و معمار برای دانشمند بودن باید یک کاشف جسور و ماجراجو نیز باشد . او باید هوشمندانه و شجاعانه با واقعیت روبرو شود و بتواند آن را درک کند و تعییر دهد . معمار همیشه باید مرزها را پشت سر بگذارد و در برخی موارد باید پیشتر رود و فراسوی آنها را هم ببیند. 

معماری هنر است . معماری فنها را بکار میگیرد تا حسی را برانگیرد و این کار را با زبان خاص خود که متشکل از فضا ، تناسبات ، نور و مصالح است انجام میدهد . برای معمار ، ماده همجون نت برای آهنگساز و کلمات برای شاعر است . 

در معماری نیز مانند سایر هنرها، لحظات دشواری وجود دارد. خلاقیت به معنای چالشی در تاریکی ، بدون هیچ نقطه مبدا و رویارویی با ناشناخته هاست . بدون قاطعیت در کار که گاهی بسیار حساس و ظریف می شود لجام کار را از دست خواهید  داد . زمانی که تفکر ماجراجویانه پایان می پذیرد تفکر آکادمیک آغاز می گردد . معمار برای خلاق بودن ، بایستی تمام تضادهای این حرفه مثل اقتدار ، آزادی ، گذشته و بدعت ، طبیعت و تکنولوزی و .. را بپذیرد و هیچ گریزی برای رهایی از آنها ندارد. 

اگر زندگی پیچیده است ، هنر بسیار پیچیده تر از آن است و معماری متشکل از همه آنهاست یعنی جامعه ، دانش و هنر