بافت در معماری منظر

اصولا بافت کلیه عناصر تشکیل دهنده طرح اعم از آب ، سنگ و گیاه به سه دسته زیر تقسیمی می شود :

1- بافت خشن یا درشت : منظور از درشتی در اینجا اندازه نیست بلکه مفهوم خشن و زمخت بودن را می رساند. این بافت به خوبی قابل رویت بوده ، مشخص ، قوی ، مطمئن و جسور به نظر می رسد . اشیایی با این بافت معمولا جلب توجه می کنند و اولین عناصری هستند که موردتوجه قرار می گیرند. دارای خطوط پیرامونی نامنظم و پر انرژی هستند . برگهای ضخیم و بزرگ با شاخه های کلفت و درهم و توده ای نهایتا فشردگی خاصی به گیاه می دهند . از انواع این گیاهان می توان به چنار ، شاه بلوط ، برخی کاج ها ، آگاو و ماکنولیا اشاره کرد . سوزنی برگانی با بافتی متراکم ، برگ های سفت و درهم دارای بافت خشن تری هستند که به عنوان نقاط تاکید مناسب می باشند . از مشخصات این گیاهان این است که به نظر می رسد به طرف بیننده پیشروی کرده و نظر ناظر را به طرف خود می کشند و از نظر روانی فاصله بین درخت با بیننده کم شده و فضا را کوچک ، تنگ و خفه تر جلوه می دهند و به همین علت است که نباید از این گونه درختان در فضاهای کوچک تر درک شود . در بین مصالح ساختمانی ، سنگ های ساختمانی در درجه اول و آجر در درجه دوم سختی قرار می گیرند. 

2- بافت متوسط : از نظر احساس خنثی است این اشیا جلب توجه می کنند ولی مدعی آن نیستند . خطوط پیرامونی نسبتا نرمی دارند و حد واسط بافت خشن و نرم هستند . ممکن است یک گیاه از فاصله نزدیک دارای بافت درشت و از فاصله دور دارای بافت متوسط باشد . سنگ ریزه از مصالح کف پوش گذرگاه ها و پاسیو ها می باشد که بافت آن در ردیف متوسط قرار می گیرد . 

3- بافت نرم : زمانی که از این بافت صحبت می شود مشخصاتی مثل برگ های ظریف ، شاخه های باریک و لطیف ، رنگ روشن ، سطح صاف و هموار و حتی شکننده به ذهن جاری می گردد . عموما در یک ترکیب آخرین عناصری هستند که کشف می شوند ولی در رویت از فاصله نزدیک ، توجه بیننده را مدتی به خود معطوف می نمایند. گیاهان با بافت نرم فاصله خود را با بیننده زیاد کرده و سعی بر غیبت از نظرها دارند و باغ را وسیع تر ، محیط را بازتر و شادتر جلوه می دهند . گیاهان این بافت مهم ترین مواد گیاهی برای فضاهای کوجک ، خفه و گرفته هستند . از گیاهان بافت نرم می توان لیلکی ، افرا ، نوعی کاج ، شیر خشت ، ابریشم مصری و اسپیره را نام برد.